محمد رضا نصيرى

مقدمه 10

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

نادر در كمتر از دو ماه قواى خود را سازمان داده در بيست و دوم ربيع الثانى 1146 / دوم اكتبر 1732 از همدان عازم كرمانشاه شد . در همين زمان به نادر خبر رسيد كه پولاد احمد پاشا ، حاكم ادرنه ، با بيست هزار نفر در كنار دياله ، هشت فرسخى زهاب ، مستقر شده است . نادر بسرعت به قواى عثمانى تاخته آنها را مجبور به عقب‌نشينى ساخت . سپس در سيزدهم جمادى الاول / بيست و سوم اكتبر از ناحيهء موصل به عثمان پاشا يورش برد . سپاه عثمانى كه غافلگير شده بود به زودى شكست خورده و سردار عثمانى نيز در دوم جمادى الآخر 1146 / به دهم نوامبر 1733 به قتل رسيد و در پى اين شكست ، سپاه عثمانى منهزم شد و نادر بلافاصله شهرهاى زور ، كركوك و درنه را اشغال نمود . « 38 » نادر ، پس از اين موفقيت ، نعش عثمان را به همراه عبد الكريم افندى ، قاضى عسگر سپاه عثمانى كه در جنگ اسير شده بود ، روانهء بغداد نمود . « 39 » طغيان محمدخان بلوچ نادر را متوجه فارس ساخت و با احمد پاشا وارد مذاكره شد ، و مشروط بر اينكه اسراى طرفين آزاد و حدود دولتين براساس عهدنامهء زهاب تعيين گردد پيمان صلح بست ، و رضاقلى خان شاملو را براى ابلاغ اين صلح به استانبول فرستاد « 40 » ، و خود عازم فارس گرديد . خبر مرگ توپال عثمان پاشا باب‌عالى را در بهت و حيرت فرو برد . اعضاى دولت در جلسهء فوق‌العاده ادامهء جنگ با ايران را مورد كنكاش قراردادند . وزير اعظم ، كه از دست دادن ايالات مفتوحه را بدون جنگ باعث ننگ و سرشكستگى مىدانست ، از قبول صلح استنكاف ورزيد و عبد الله كوپرلو اغلى ، حاكم مصر ، را در رأس هشتاد هزار نفر به جنگ نادر فرستاد . « 41 » از طرف ديگر ، براى اينكه نفوذ خود را در قفقاز از دست ندهند ، به كاپلان خان ، خان كريمه ، مأموريت داد كه وارد قفقاز گردد . نادر ، كه از نيات باب‌عالى آگاهى يافته بود ، مجددا به محاصرهء بغداد پرداخت و

--> ( 38 ) . تاريخ ايران / 2 ، 22 ؛ Mufassal Osmanli Tarihi / 5 , 2480 ( 39 ) . تلفات عثمانيها را در اين جنگ از ده هزار نفر الى چهل هزار نفر ذكر كرده‌اند . جهانگشا ، / 124 ، تاريخ عالم آرا / 1 ، 332 ؛ زندگى نادر شاه / 124 . ( 40 ) . تاريخ نادر شاه / 78 ؛ روضة الصفا / 8 ، 540 . ( 41 ) . محمد كاظم صاحب تاريخ عالم آرا ، سيصد هزار نفر ذكر كرده است ، « . . عبد الله پاشا كوپرولو اغلى ، كه وزير اعظم و مشير معظم آن دولت بود ، با موازى سيصد هزار نفر از نامداران اينچرى اسلامبول و بعلبك و شام و قزل المه و دمشق و مصر و ساير بلاد به استعداد تمام و توپخانه و عدت مالا كلام به قصد انتقام ، عازم آذربايجان گرديد » ( ج اول ص 390 ) ، و در منتظم ناصرى صد و بيست هزار قيد شده است ( ج دوم ، ص 1115 ) .